درنگ: انگیزه‌ای که باعث می‌شود این فجایع طبیعی به عنوان نشانه پایان جهان نامیده شوند منطقی به نظر می‌آید: بادهای شدید و باران‌های سیل‌آسا خانه‌ها را تخریب کرده و انسان‌ها را آواره می‌کنند و آوارگان مجبورند خانه‌های خود را از نو بسازند. برای افرادی که به صورت مستقیم قربانی این فجایع شده‌اند،‌ «امید» مفهومی رویاگونه و دورازدسترس به نظر می‌آید.

در این شرایط تنها خرد ناشی از دانش شناختی و آمار است که می‌تواند به انسان‌ها یادآور شود که بشریت درحال سقوط به جهنم نیست و پایان جهان فرا نرسیده‌است.

  • زندگی در جهانی نه چندان بد

انسان‌ها هزاران سال است که تصور می‌کنند جهان درحال نابودی است اما تا دهه ۱۹۷۰ نظریه‌ای درمورد این وضعیت احساسی ارائه نشده‌بود،‌ در آن سال‌ها استادی مجار به نام گئورگ گربنر با بررسی تاثیرگذاری تلویزیون بر انسان‌ها،‌ نظریه‌ای به نام «سندروم جهان بد» ارائه کرد که به باورهای نادرست انسان‌ها به صورت خاص آمریکایی‌ها اشاره دارد: جهان هر روز به مکانی خطرناکتر از دیروز تبدیل می‌شود حتی اگر آمار حقیقتی متفاوت را نشان دهند.

جدید‌ترین نمونه این نظریه نرخ قلدری در مدارس آمریکا است. اگرچه میزان این پدیده اجتماعی در مدارس سرتاسر آمریکا در حال کاهش است اما نتایج بررسی محققان دانشگاه مریلند نشان می‌دهد دانش‌آموزان و والدین باور دارند آمار این پدیده از سال‌ ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵ هیچ تغییری نداشته‌ است، درحالی که در واقعیت آمار این پدیده از ۲۸٫۵ درصد به ۱۳٫۴ درصد کاهش پیدا کرده‌است.

به گفته محققان درک ما از متداول بودن پدیده‌ای از اهمیت بالایی برخوردار است. شاید اطلاعات آماری حقیقتی را بازگو کنند اما اگر افراد داستانی متفاوت را باور داشته‌ باشند ممکن است واکنش‌های ناشی از ترس را جایگزین واکنش‌های منطقی کنند. چنین روندی درمورد فجایع طبیعی نیز رخ می‌دهد. تحقیقات نشان داده میزان فجایع طبیعی از نظر تعداد وقوع در سطح جهانی و طی ۴۰ سال گذشته افزایش داشته‌است اما این افزایش چندان قابل توجه نیست.

  • دسترسی‌پذیری اکتشافی چیست؟

فجایع طبیعی به دلیل وجود تعصبی شناختی که به «دسترس پذیری اکتشافی» شهرت دارد، با سندروم جهان بد همخوانی عجیبی دارند. روانشناسان در اوایل دهه ۱۹۹۰ دریافتند که ساده‌ترین خاطرات برای به‌یاد آوردن خاطرات تکرار‌نشدنی و یا خاطراتی هستند که بار حسی قدرتمندی دارند.

این پدیده می‌تواند به توضیح اینکه چرا احتمال وقوع سوانح هوایی بیشتر از جراحی‌های نافرجام هستند کمک کند،‌حتی اگر جراحی‌های ناموفق متداول‌تر از سوانح هوایی باشند. همچنین می‌توان با کمک آن توضیح داد که چرا افراد بیشتر تصاویر خیابان‌های سیل گرفته و ساختمان‌های ویران شده را به یاد می‌آورند تا صحنه‌های زیبا.

این نوع تصاویر امروزه در سرتاسر شبکه‌های مجازی پراکنده شده‌اند و برای برخی از افراد، تنها چیزی که در جهان رخ می‌دهد فاجعه است.

واقعیت این است که توفان‌های ایرما، هاروی و کاتیا در مناطق توفان‌خیز جهان و طی دوره اوج فصل وقوع توفان‌ها رخ داده‌اند. آخرین باری که چندین‌توفان پی در پی این منطقه را درنوردیده‌ ۱۰ سال پیش بوده‌است. دسترسی‌پذیری اکتشافی می‌گوید این رویداد‌ها نشانه‌های آخر الزمان هستند زیرا بیشترین حد توجه ما را به خود جلب می‌کنند، حتی اگر داده‌ها بگویند این رویداد‌ها قابل پیش‌بینی و بسیار نادر هستند.

  • روی چه متمرکز باشیم؟

سندروم جهان بد نمی‌گوید که جهان امروز یک آرمان‌شهر است، بلکه می‌گوید جهان به اندازه‌ای که مردم تصور می‌کنند خطرناک نیست و انسان‌ها باید شدت توجه خود را براساس کلیت پدیده‌هایی مانند آتشفشان‌ها و جنایت تنظیم کنند نه براساس یک رویداد خاص.

فجایع طبیعی و دیگر رویداد‌های مخرب آب و هوایی نیز برهمین روالند. محققان اعلام کردند توفان هاروی تحت تاثیر تغییرات اقلیمی ایجاد نشده‌است والبته اینکه وقوع توفان‌هایی با طبیعت توفان هاروی از دهه ۱۹۷۰ رایج‌تر شده‌است. به بیانی دیگر، نگرانی درباره اینکه جهان فردا نابود خواهد شد بی‌معنی است،‌ اما اگر بشریت مسئولیت نقش خود را در گرم شدن سیاره زمین نپذیرد، شرایط قطعا دشوارتر از همیشه خواهند شد.