درنگ: «مادام کارلا سرنا» بانوی جهانگرد ایتالیایی در میانه روزگار سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار به ایران سفر کرده است. این جهانگرد تیزبین در سفرنامه خود که با نام «آدم‌ها و آیین‌ها در ایران» به فارسی برگردانده شده به لایه‌های گوناگون سیاست و اجتماع ایران توجه داشته و به شیوه‌ای موشکافانه برداشت خود را از دیده‌هایش روایت کرده‌ است.

لباس زنان ایرانی در روزگار قاجار موضوعی است که نگاه این بانوی ایتالیایی را به خود کشانده‌ است. او در این‌باره می‌نویسد «لباس بیرون زنان ایرانی، از لحاظ یکنواختی گوندولا [گونه‌ای قایق معروف اختصاصی در ونیز] را به یاد آدم می‌آورد و آنان دارای هر وضع اجتماعی که باشند، همه‌‌‌شان بدون استثنا خود را در «چادرهایی» به رنگ سرمه‌ای تند می‌پوشانند»

شلوارهای گشاد از چلوار سبز، بنفش، خاکستری یا قرمزرنگ که مانند جوراب، پاها را نیز می‌پوشانند و دم‌پایی‌های پاشنه‌دار، پوشاک یکنواخت همه‌ زنان ایرانی است. در داخل خانه آرایش زنان غلیظ‌تر و پوشش آنان سبک‌تر و کمتر است.

همانقدر که وضع پوشیدن لباس‌های سینه‌باز گاهی در اروپا به افراط گراییده است، در تهران نیز پوشیدن لباس‌های بالای زانو و ساق‌نما میان خانم‌ها متداول شده‌است. در «اندرون»، پوشش زن عموما عبارت از شلیته‌ کوتاهی است که به زیر کمربند می‌شود، از همان لباس‌هایی که رقاصه‌های ما می‌پوشند.

هرچه دامن‌ها کوتاه‌تر، به همان میزان، وضع لباس پوشیدن مقبول‌تر است. البته دامن لباس زنان عادی و کلفت‌ها از لباس خانم‌های طبقه بالا بلندتر است.

درباره کتاب و نویسنده‌اش

«مادام کارلا سرنا» یک جهانگرد ایتالیایی قرن نوزدهم اروپا بود که در زمان حکومت قاجار و همزمان با سلطنت ناصرالدین شاه از طریق دریای خزر به ایران آمد. سفرنامه او با نام سفرنامه مادام کارلا سرنا (یا آدم‌ها و آئین‌ها در ایران) شناخته می‌شود که در احوال، خلق و خو و آداب و رسوم ایرانیان است. وی در این سفرنامه مطالب جالبی را به ثبت رسانده است. کتابی که به قول مترجم آن (علی‌ اصغر سعیدی) اکنون به یمنش می‌توان از آئین‌ها، نحوه‌ معاشرت و یا سرگرمی‌های سنتی و همچنین از پروسه‌ تحولات مدرن ایران با خبر شد. این طور که در مقدمه کتاب به قلم مترجم آمده، نخستین ملاقات این بانوی ایتالیایی با ناصرالدین شاه در پاریس صورت گرفته است، بنابراین قبل از سفر مادام کارلاسرنا به ایران و نوشتن سفرنامه‌اش، پادشاه مستبد ایران (ناصرالدین شاه) با فرهنگ اروپایی آشنایی داشته است. ذکر این نکته کمک می‌کند تا دلیل تاب آوردن شاه را نسبت به انتقادات و بدگویی‌های مادام کارلا سرنا در کتابش بفهمیم. انتقادات و به اصطلاح بدگویی‌هایی که وی از برخی شرایط ایران و زندگی ایرانی در کتاب خود آورده است.