درنگ : ششمین دوره رویداد جهانی صبح خلاق تهران (CreativeMornings) با بیان گرم، شیوا و طناز هنری پرویز پرستویی برگزار شد. پس از پخش آیاتی از قرآن مجید، ابتدا عباد غفوری مدیر صبح خلاق تهران به معرفی رویداد و ارائه‌ عملکرد دوره‌های گذشته پرداخت و خبر از رشد صعودی و استقبال روزافزون و بیش از پیش خلاقان تهران جهت حضور در این رویداد داد. سرانجام با پخش تیزر زیر که مروری بر فیلم‌ها و نقش‌های پرویز پرستویی بود، مقدمه حضور وی بر تریبون صبح خلاق تهران فراهم شد.

پرویز پرستویی سخنرانی خود را با قطعه ادبی زیر که در وصف بجاآوردن آئین هم‌دردی بود آغاز کرد:

آن‌که درد آدمی‌زادی ندید، از شرافت‌های انسانی برید

یا که باید دیده را بست و نشست، چشم بر روی این ویرانه بست

یا که از درد ندانم‌ها نوشت، تا شود رسوا چنین آداب زشت

گر همه غم‌خوار درد هم شویم،  آید آن روزی که چون آدم شویم

سپس از مثلث خواب و کار و خوراک برای حضار سخن گفت. اشاره‌ای داشت که اگر به طور روزمره دربند این مثلث باطل شویم، در انتهای زندگی ارزشی نیافریدیم و صرفا یک زندگی بیهوده را گذرانده‌ایم. وی مأموریتی برای خود تعریف کرد و آن گشتن به دنبال گم‌شده‌‌اش بود که آن گم‌شده را «خودش» نامید. او گفت: من شب‌وروز به دنبال خودم و حقیت ماهیت وجودی خودم هستم که مبادا درنگی از دلیل حضورم، از بایدها و نبایدها و از ارزش‌های انسانی‌ام غافل شوم.

  پرویز پرستویی؛ در ششمین رویداد صبح خلاق تهران از هم‌دردی سخن می‌گوید

در ادامه پرستویی خاطراتی از هم‌دردی‌هایی که بجا آورده را با لحنی گیرا و جذاب، در نقش همان بازیگر حرفه‌ای تئاتر و سینما برای مردم بازگو کرد؛ خاطراتی که اشک‌ها را به خنده‌ها تبدیل کرده بود؛ خاطراتی که کانون گرم خانواده‌ای از هم گسیخته را به عشق حضور پرویز پرستویی مجددا پیوند داده بود و افسرده‌ای که با هم‌راهی پرویز پرستویی دوباره به روزگار طبیعی زندگی خویش بازگشته بود.

وی گفت ما دو مدل هنر داریم: “هنر برای هنر و هنر برای مردم”؛ من هنر برای مردم را انتخاب کردم و در انتخاب نقش‌ها و فیلم‌نامه‌ها از ممنوع‌التصویرشدن هم نمی‌ترسم، خدا کند که مردم من را با عدم استقبال ممنوع‌الکار نکنند؛ چون به پول توجیبی مردمی که هزینه می‌کنند و به سینما می‌آیند احترام می‌گذارم. پرستویی از روزهای آغازین ورود به وادی هنر گفت و گفت به نظر من بازیگری از زمانی که در خانه را باز می‌کنی و می‌آیی بیرون و در جامعه و روبروی آدم‌ها هستی شروع می‌شود.

پرستویی در پایان خواهش‌هایی از مردم داشت: این‌که وقت‌مان را به فکر و ذهن خلاق و هم‌دلی بیشتر اختصاص بدهیم؛ چقدر قشنگ است که فقط به خودمان فکر نکنیم و به اطرافیان، نزدیکان و حتی دیگرانی که به هر نوع هم‌دلی، هم‌راهی و هم‌دردی در توان ما نیاز دارند توجه داشته باشیم؛ رنج و خوشی، گریه و شادی برای همه است ولی این‌که دغدغه‌ حل مشکلات هم‌نوعان خودمان را داشته باشیم و بتوانیم بی مزد و منت باری را از دوش کسی برداریم می‌تواند زندگی‌ را لذت‌بخش‌تر کند.

ما اسممون در ظاهر آدمه ولی واقعا انسان هم هستیم؟ معنای حقیقی انسان رو درک کردیم؟ ما باید در زندگی‌مون هم لذت ببریم و هم لذت ببخشیم و کاش در این لذت‌بخشیدن، مهربونی‌هامون چراغ خاموش باشه.

پس از پرویز پرستویی، علی‌اکبر جعفر ده‌باشی سردبیر مجله‌ بخارا به ایراد سخنرانی پرداخت. در پایان رویداد نیز سخنران‌های خلاق تهرانی هر کدام در مدت زمان کوتاه نسبت به انتقال مفهوم، پیام یا هشداری در باب هم‌دردی صحبت کردند.