درنگ: سید احمد خمینی به انتقادات از مراسم عمامه‌گذاری فرزندش نوشت:

* دیروز به لطف خدا در حسینیه جماران رسماً عمامه گذاشتم. به لطف فضاى مجازى که باعث شده خبرها از هر سوى برود و همگان از پیدا و پنهان هم دیگر مطلع باشیم، محبت دوستان آشنا و نا آشنا شامل حالم شد و بزرگوارىشان، جان و روحم را صفا داد.

* خواستم در درجه اول از همه محبت‌ها و الطاف دوستان، صمیمانه تشکر کنم و برای یکایک ایشان آرزوى بهروزى و سلامت داشته باشم.

* اما در درجه دوم اجازه بدهید به گروه دومى هم اشاره کنم که به نوعى دیگر به برادر کوچکشان نگریستند.

* می گویند روزى کسى به داروخانه‌اى رفت و پرسید آیا میخ دارید؟ صاحب داروخانه با تعجب جواب منفى داد. مشترى هم سنگى را به شیشه مغازه زد و گفت باید داروخانه‌اى را که میخ ندارد، خراب کرد.

* فرداى آن روز باز همان مرد به داروخانه رفت و پرسید که آیا داروخانه میخ دارد؟ صاحب داروخانه که پیش بینى این سوال را کرده بود، پاسخ داد : آرى داریم، مرد مشترى این بار هم با سنگ ترازو به شیشه مغازه زد و گفت باید داروخانه‌اى را که میخ مى فروشد، خراب کرد.

* روز سوم شد و مشتری خاص به مغازه وارد شد و باز همان سؤال را تکرار کرد که آیا میخ دارید؟ مغازه دار این بار با آرامش گفت: عزیز دلم، تو شیشه‌ات را بشکن. چکار به میخ دارى!

* حالا حکایت من است. برخى براى هجمه، خیلى بهانه لازم ندارند.

* یک دسته مى گویند اصلا چرا براى عمامه گذارى مراسم گرفته‌اى؟ غافل از اینکه همه طلبه‌ها چنین می‌کنند. ولیمه مى‌دهند و مجلس مى‌گیرند.

* درباره بنده البته اصلا مراسم خاصى هم نبوده و در جشن میلاد امام زمان چنانکه سنت همه طلاب است که در روز مبارکى و در جلسه جشنى چنین مى کنند، چنین کردم.

* از شش سال پیش که گام در این راه نهادم و در شهر قم مشغول طلبگى شدم، طبیعى بود که روزى عمامه بگذارم و توسط یکى از بزرگان به این لباس مفتخر شوم.

* گروهى به کنایه نوشته‌اند که این مراسم، مراسم تاج گذارى است. البته لباس سربازى امام زمان کمتر از تاج نیست، ولى خوب و بد آن فقط مربوط به من نیست.

* هر روحانى که لباس روحانیت را در بر دارد، مى‌تواند به این صفت متصف شود. حالا اینکه چرا درباره من این تعبیر به کار برده مى‌شود، لابد براى شما روشن است.

* برخى مى‌گویند خمینى بودن به عمامه نیست. سخن درستى است. اما فراموش نکنیم تنها من نیستم که عمامه به سر دارم. ده‌ها هزار روحانى روزى در مراسمى عمامه گذاشته‌اند و آرزوی گام نهادن در راه امام را دارند و صد البته تنها به عمامه این مهم میسر نمى‌شود. دعا کنید به مقامش راه یابیم.

* برخى نوشته اند مراسم، لاکچری بوده است. قبلا هم برایتان نوشتم که این یک مسیر تخریبى است که هدفى بزرگتر از من را دنبال می‌کند. اما قضاوت درباره اشرافى بودن و لاکچرى بودن را اجازه بدهید به خود شما و عکس‌هاى همه کسانى که در جلسه بودند و آن را ثبت کردند، واگذار کنم. خود در این باره قضاوت کنید.

* برخى هم البته با اصل عمامه مشکل دارند. من ناراحتى و عصبانیت ـ و نه دشنام ایشان را درک مى‌کنم ولی اجازه بدهید این حق را برای خودم قائل باشم که عقاید خود را داشته باشم.

* غرض آنکه به لطف دوستان و دعای خیر ایشان بیش از گذشته محتاجم. احمد چه با عمامه و چه بى عمامه، خاک پاى شماست. لطف و قهرتان، محبت است.

  تصاویر عمامه‌گذاری فرزند سیدحسن خمینی توسط آیت الله محقق داماد
  واکنش سید حسن خمینی به معمم شدن فرزندش و یادی از خاطرات گذشته