درنگ: احمدزیدآبادی نوشت: واقعیت این است که برای پخش همین مقدار مختصری هم که در فیلم آمده با خودم کلی کلنجار رفتم چرا که نسبت به نوع تأثیر آن بر روند اوضاع تردید داشتم.

طبعاً نه در پی افشاگریم و نه علاقه‌ای به انتقام‌جویی دارم. فقط امیدوارم آن دسته از مسئولانی که هنوز در عمق وجودشان چراغ وجدان به کلی خاموش نشده است، برای پیشگیری از تکرار چنین رفتارهایی در زندان‌ها، پروندۀ مرا از نو مرور کنند و از خود بپرسند که به چه دلیل موجه و یا اتهام مشخصی، یکی از اهالی این مملکت باید با چنان فشاری مواجه شود که چندین ماه همچون یک زنده به گور، بین مرگ و زندگی دست و پا بزند و کسی هم به دادش نرسد!

همگان می‌دانند که من نه فرصت آن را پیدا کردم که بحث تقلب در انتخابات را پیش بکشم و نه با نوع اعتراض به نتیجۀ انتخابات همراهی نشان دادم. با این حساب، آن همه اهانت و بی‌حرمتی، آن‌همه تهدید و فشار و آن‌همه اذیت و آزار، آن‌هم صرفاً برای اقرار به کار ناکرده و اظهار ندامت از آن در برابر دادگاه علنی یا دوربین تلویزیون، با کدام دین و آیین و مرام و مسلکی سازگار است؟

امیدوارم همان‌طور که مسببان پروندۀ قربانیان کهریزک در همین حدِ صدور حکم علیه سعید مرتضوی مورد پیگرد قرار گرفتند؛ عاملان برخورد با امثال من نیز دست‌کم به اندازۀ حکم توبیخ در پرونده‌شان مورد بازخواست قرار گیرند تا نپدارند که یک متهم، گوشت قربانی دم دست آن‌ها است و هیچ معیار و ضابطه‌ای برای برخورد با او وجود ندارد!

  فیلم | روایت احمد زیدآبادی از روزهای زندان و انفرادی | مرگ در انفرادی آرزویم بود | حتی به راه‌های خودکشی هم فکر کردم