درنگ: اگر تاکنون آرزو کرده‌اید که ای‌ کاش ایده‌های بهتری به ذهنتان می‌رسید،‌ حتما به دنبال راهکارهایی برای آن نیز بوده‌اید. باور کنید یا نه،‌ سیستم آموزشی مدارس نقش بسیار بزرگی در پرورش خلاقیت انسان‌ها دارد زیرا زمینه مناسبی از حقایق و نظریه‌ها را برای رشد خلاقیت ایجاد می‌کند اما چیزی درباره تفکر خلاقانه و واگرایانه به کودکان نمی‌گویند. از این رو افراد در سن بزرگسالی به راحتی به همه می‌گوید که اصلا خلاق نیستند، اما واقعیت این است که می‌توان خلاقیت را دوباره بازگرداند.

  • خلاقیت چیست؟

تقریبا همه ما ایده‌ای بنیادی را درباره خلاقیت پذیرفته‌ایم و فکر می‌کنیم خطور کردن ایده‌های جدید به ذهن یا دیدن زاویه‌هایی جدید از موقعیت‌های مختلف خلاقیت نامیده می‌شود. با این‌ همه بهتر است خلاقیت را به عنوان مجموعه‌ای از تجارب به هم متصل تصور کنید. هرچه تعداد تجربه‌های شما در زندگی بیشتر باشد، ارتباط میان آنها بیشتر شده و نقاط اتصال بیشتر و در نتیجه ایده‌های بیشتری در ذهن ایجاد می‌شوند. برای مثال ممکن است ایده خلق تابلویی براساس تجربه افسردگی (یک نقطه اتصال) و قرارگیری در معرض نقاشی‌های آبستره (نقطه اتصال دیگر) به ذهن یک هنرمند نقاش برسد و نتیجه آن اثر هنری به شدت تاثیرگذار باشد.

  • نشانه‌های خلاق بودن

شما احتمالا خلاق‌تر از آن هستید که تصور می‌کنید و نشانه‌های ریز و درشت زیادی برای اثبات این ادعا وجود دارند. برای مثال اگر به پوشیدن جوراب‌های عجیب و غریب علاقمندید، فردی خلاق محسوب می‌شوید. محققان نشان داده‌اند افرادی که به پوشیدن این نوع از جوراب‌ها علاقه نشان می‌دهند نسبت به افرادی که به همان جوراب‌های سرمه‌ای و خاکستری همیشگی علاقمندند،‌ افرادی خلاقتر، ‌موفق‌تر و باهوش‌تر هستند. حالت‌ها و سلامت ذهنی شما نیز نشانه‌هایی دیگرند. افسردگی ممکن است تجربه‌ای وحشتناک به شمار رود اما دانشمندان ارتباطی قوی میان افسردگی و خلاقیت را کشف کرده‌اند. افراد خلاق جهان را متفاوت از دیگران می‌بینند و می‌توانند احتمالات بیشماری را در کنار هم تصور کنند. این توانایی ممکن است این حس را در افراد ایجاد کند که دنیای بیرون آنها را پس زده‌است و آنها تنها مانده‌اند.

در نهایت، افرادی که دیر می‌خوابند و دیر از خواب بیدار می‌شوند نسبت به افراد سحرخیز خلاق‌تر هستند،‌ اگر جزو افرادی هستید که دائما ساعت گوشی خود را روی چند دقیقه دیرتر تنظیم می‌کنید، احتمالا خلاقتر از حد نرمال هستید.

  • می‌توان برای خلاق‌بودن تمرین کرد؟

پاسخ کوتاه به این پزسش بله است. اگر متوجه این تعریف که خلاقیت توانایی پیوند دادن دو یا چند تجربه به یکدیگر است نمی‌شوید و این مهارتی است که باید آن را فرا بگیرید،‌ شاید به این نتیجه برسید که برخی افراد خلاق‌تر از دیگران متولد می‌شوند و بدتر اینکه چنین باوری به بهانه‌ای برای تلاش نکردن تبدیل می‌شود. چه خلاق متولد شده‌باشید یا نه،‌ هیچ بهانه‌ای برای جلو نراندن خود و خارج شدن از ساحل امن وجود ندارد. حقیقت ساده‌ است،‌ زمانی که متعهد می‌شوید به حلال مشکلات بهتری تبدیل شوید و خود را وادارید تا جهان را به شکلی متفاوت ببینید،‌ شما فردی خلاق‌تر خواهید بود، البته تا زمانی که به این تلاش ادامه دهید.

  • چطور خلاقیت را بهبود دهیم؟

اگر دقیق نمی‌دانید که چطور می‌توان خلاقیت از دست رفته را احیا کرد و از تلاش کردن خسته شده‌اید، تمرینی ساده و دو کلمه‌ای را آغاز کنید،‌ تمرینی که در آن باید با دو کلمه ساده و مرتبط با یکدیگر مانند مسواک و دندان یک داستان کوتاه بسازید و پس از آن با کمک دو کلمه غیر مرتبط مانند زیپ و گاو داستانی دیگر بسازید. این تمرین به شما یادآوری می‌کند که تا چه اندازه در ایجاد ارتباطات جدید و ربط دادن دو مفهوم به یکدیگر توانایی دارید. راه دیگر ستایش کردن کارهای دیگران است. داستانی کوتاه را بخوانید،‌ به قطعه‌ای الهام بخش از موسیقی گوش دهید یا به نقاشی‌های خیره کننده نگاه کنید.

اگر این تکنیک‌ها برای احیای خلاقیت در شما تاثیرگذار نبود،‌ باید به تمرین‌های درونی‌تر رو آورید زیرا پدیده‌هایی مانند ترس می‌توانند موانعی بزرگ برسر راه خلاقیت باشند. ترس از شکست ترسی رایج است زیرا تقریبا همه ما در جوامعی موفقیت‌محور بزرگ شده‌ایم. اگر این حس برایتان آشنا است، بهتر است آنچه باعث ترس شما می‌شود و چگونگی برخوردتان با این عوامل را بنویسید. برای مثال اگر از برچسب زنی دیگران و اینکه به خاطر انجام کارهای خلاقانه احمق یا نادان خطاب شوید می‌ترسید، به خود یاد‌آوری کنید که همیشه می‌توان به جای این افراد،‌ با افرادی مثبت‌تر معاشرت کرد.

تا جایی که می‌توانید سفر کنید. به یاد داشته باشید هرچه تجربه بیشتری به دست آورید خلاقتر خواهید شد. سفر کردن حقیقتا نوعی سرمایه‌گذاری روی خود است،‌حتی اگر زمان یا پول کافی برای سفرهای طولانی را ندارید، سفرهای یک روزه به مکان‌های نزدیک را ترتیب دهید. در خانه نیز همه‌چیز را تغییر دهید. از مسیری جدید به محل کارتان بروید،‌ساندویچ جدیدی را برای نهار تست کنید و سرگرمی جدیدی را برای عصرهایتان برنامه‌ریزی کنید،‌ بیرون بروید و خود را در معرض جهان بیرون قرار دهید.

در نهایت، شما حتی می‌توانید از تجربیات منفی زندگی خود برای خلق پدیده‌های جدید استفاده کنید. نباید نسبت به آنها احساس ناراحتی و ترس کنید زیرا برخی از خلاقانه‌ترین آثار هنری ناشی از رنج کشیدن بوده‌اند. احساسات منفی خود را بشناسید و آنها را از خود منحرف سازید. حل کردن یک مشکل خلاقانه شما را در وضعیت جاری شدن قرار می‌دهد و این همان لحظه‌ جادویی است. خود را در نوشتن،‌ نقاشی یا هر عمل خلاقانه دیگری که حس خوبی در شما ایجاد می‌کند گم کنید. به یاد داشته‌باشید که هیچ‌کس کامل نیست و قضاوت بیرحمانه درباره خود کمکی به شما نمی‌کند. روی خلاق‌شدن خود تمرکز کنید تا کیفیت کلی زندگی‌تان نیز بهبود پیدا کند. در این صورت نسبت به جهان اطرافتان علاقمند‌تر می‌شوید‌ و خود واقعی،‌خود خلاقتان را بپذیرید.