درنگ : با خنده و بذله‌گویی به اتاق مصاحبه می‌آید و با همان سبک خودش پاسخگوی سؤالات ما می‌شود. معتقد است که کالبدشکافی پیکر هاشمی‌رفسنجانی ضروری بود. مخالف قرآن‌خوانی سعید طوسی در مراسم افتتاحیه مجلس دهم بوده و از نیروهای امنیتی مجلس به شدت گله دارد. در موضوع فساد و وضعیت مافیایی اقتصاد ایران هم گریزی می‌زند به تاریخ مصرف برخی ارگان‌ها و خیلی بی‌رودربایستی می‌گوید «تاریخ مصرف برخی از این بنیادها گذشته و دیگر تداوم فعالیت این نهادها ضرورتی ندارد». در لابه‌لای خاطراتش از حاشیه‌های واگذاری پروژه اتوبان تهران- شمال می‌گوید. پروژه‌ای که اگر همان سال‌ها بدون کارشکنی برخی به سازنده شهرک اکباتان واگذار می‌شد، در کمتر از پنج سال پایان یافته و این روزها به موزه زنده یک اتوبان همچنان در دست احداث بدل نمی‌شد. در گفت‌وگو با هاشم‌زایی که سبقه فعالیت حزبی در کارگزاران سازندگی را نیز در کارنامه دارد، درباره مسائل و اخبار روز و وضعیت فراکسیون امید به گفت‌وگو نشستیم.

بخشی از این گفتگو را در ادامه بخوانید:

 *در چند هفته اخیر خبرهایی از زندان‌ها منتشر شده است، از جمله خبرهای خودکشی… .

در زندان نباید وسیله‌ای در اختیار زندانی باشد. زندانی شاید پیش‌تر ناراحتی روانی داشته باشد یا شاید شرایط زندان و تنهایی به او فشار بیاورد. ممکن است شوک روحی وارد کند. آنجا که سینا قنبری خودش را با پلاستیک سطل زباله آویزان کرده، کوتاه‌تر از قد خودش بوده است. باید خودش را بالا گرفته باشد تا خفه شود. لازم است مسئولان زندان توضیح شفاف ارائه کنند. این مسائل به ضرر منافع ملی در داخل و خارج از کشور است. خب فساد گسترده به ضرر منافع کشور است اما این داستان خیلی در سطوح داخلی و خارجی به ما ضربه می‌زند. به‌ویژه به نسل جوان. ما در محاکمات قضائی اگر شفافیت را موردنظر قرار دهیم، افکار عمومی قانع می‌شود.

* در مورد مرگ آقای سیدامامی به جمع‌بندی رسیدید؟

ارزیابی این مسئله زمان می‌خواهد. اما اینکه استاد دانشگاهی که در کتاب‌هایش طرفدار انقلاب بوده، یکباره جاسوس می‌شود، چندان قابل‌قبول نیست. من نماینده از شنیدن این خبر شوکه شدم و هنوز برایم قابل تصور نیست. در بالاترین سطح نیروهای امنیتی و قوه ‌قضائیه باید مسئله را برای مردم شفاف‌سازی کنند. اگر جاسوسی مطرح‌ شده، وزیر اطلاعات باید نظر صریحش را مطرح کند.

* به‌تازگی آقای آشنا توییتی کردند مبنی‌بر اینکه باید از تکثیر سعید مرتضوی‌ها جلوگیری شود. گفته ایشان را چطور تحلیل می‌کنید؟

خب می‌دانید که مرتضوی، قاضی پرونده زهرا کاظمی شهروند ایرانی- کانادایی بود. گزارش پزشکی‌قانونی نشان داد که به ایشان ضربه‌ای وارد شده. ما تا همین الان در رابطه با حقوق‌ بشر بین‌المللی ضرر می‌دهیم. آن‌موقع هم شفاف‌سازی لازم را انجام ندادیم، اما در مورد سیدامامی باید بگویم که برخلاف پرونده کاظمی، تا حالا چیزی درباره جرح‌وضرب ایشان نشنیده‌ایم. خبر درباره خودکشی بوده و همین. باید اطلاعاتمان بیشتر شود، به‌ویژه باید ببینیم نحوه خودکشی چگونه بوده است.

* برخی نهادها هم هستند که بناست در حوزه فقرزدایی کار کنند و حالا وارد فضای اقتصادی شده‌اند. مجلس برای ضابطه‌مندی حرکت فعالیت این نهادها چه کند؟

موقعی که انقلاب شد، ابتدا بنیاد مستضعفان شکل گرفت. ابتدا این بنیاد زیر نظر نخست‌وزیر بود. یک عده خارج کشور رفته بودند. چند نهاد این اموال را تحویل می‌گرفتند. بنیاد مستضعفان و بخش اموال بنیاد شهید. بستگی داشت حکم حاکم شرع تشخیص دهد اموال به چه نهادی واگذار شود. در انقلاب این چیزها طبیعی بود؛ ولی الان ۴۰ سال از انقلاب گذشته و من اعتقاد دارم برخی از این بنیادها باید واگذار شوند و کلا جمع شوند. حتی باید ابتدا به دولت واگذار شوند و بعد دولت مسئولیت آنها را به سازمان خصوصی‌سازی بسپارد.

* فکر می‌کنم مجری اتوبان تهران-شمال بنیاد مستضعفان است.

بله؛ می‌خواهم همان را بگویم. پیمانکاری که شهرک اکباتان را ساخته بود، آن سال‌ها برنده مناقصه ساخت اتوبان تهران-شمال شد. می‌خواست نهایت چهار ساله پروژه را تحویل دهد. آن چهار سال کجا و این‌همه سال کجا؟ فکر می‌کنم سال اول ریاست‌جمهوری آقای هاشمی بود. با جوسازی‌هایی که صورت گرفت، این قرارداد به امضا نرسید و اجرای پروژه به بنیاد مستضعفان رسید.  مشخص نیست فاز چندم کار‌ هستند و چند سال دیگر باید درباره این پروژه بی‌ثمر حرف زد.

درباره فرودگاه بین‌المللی هم ماجرا همین بود. یک بار برف و باران آمد و همه در کمک‌رسانی ماندند. فرودگاه زیرساخت و مجری حرفه‌ای می‌خواست. فرودگاه کشورهای اطراف را نگاه کنید. آدم خجالت می‌کشد. این فرودگاه در شأن جمهوری اسلامی ایران نیست. خلاصه از این داستان‌ها فراوان است.

*  برخی نمایندگان مجلس از آقای واعظی گله دارند و می‌گویند ایشان موجب شده تا دسترسی به رئیس‌جمهوری سخت‌تر از همیشه شود. شما چه می‌گویید؟

خب وظیفه رئیس‌دفتر تنظیم روابط رئیس‌جمهوری با دیگران است و همیشه از میان نزدیک‌ترین آدم‌ها به رئیس‌جمهوری انتخاب می‌شود. اما ایشان برخی مواقع وظایف سخنگو و دیگر وزرا را نیز انجام می‌دهد. معتقدم برای رئیس‌جمهوری در افکار عمومی این وضعیت پسندیده نیست. خود نماینده‌ها هم گله دارند و می‌گویند اینکه رئیس‌دفتر در سطح تنظیم روابط با رئیس‌جمهوری باید قدرت داشته باشد اما درست نیست که خط و خطوطی باشد و باید مستقل باشد.

*  شما به آیت‌الله هاشمی نزدیک بوده‌اید. در چند ماه اخیر برخی اعضای خانواده ایشان مسائلی را مطرح کرده‌اند، جمع‌بندی شما چیست؟

این هم مانند خیلی مسائل دیگر به مصلحت واگذار شد. آقای هاشمی، خب هاشمی بود. حتی اگر هیج سمتی نمی‌داشت، باز هم تأثیرگذار، پرخاصیت و صاحب نفوذ بود. کسی که تا ساعت دو بعدازظهر وزیر بهداشت پهلویش بوده و هیچ علامتی از بیماری نداشته، چطور یک‌باره تمام می‌کند؟ حالا ممکن است جوانی در ۳۰سالگی هم سکته کند اما اعتقادم این است حتما باید کالبدشکافی صورت می‌گرفت. به هر شکل برای شفاف‌سازی افکار عمومی هم که شده کالبدشکافی ضروری بود.

* خب شاید خانواده اصراری‌بر کالبدشکافی نداشته؟

ببینید هاشمی متعلق به یک کشور است؛ متعلق به یک خانواده نیست. کالبدشکافی پیکر هاشمی یا انجام نشده یا اگر شده ما خبر نداریم. افکار عمومی حق دارد که قانع نشود. به‌ویژه بعد از مسائلی که درباره رادیواکتیو از سوی خانواده هاشمی مطرح شد.

*  آیا شمای نماینده از توضیح‌ها تا به اینجای کار قانع شده‌اید؟

خیر، سؤال‌های زیادی در ذهن من وجود دارد و بی‌پاسخ مانده؛ هنوز مشخص نیست میزان رادیواکیتو چقدر بوده و اصلا چرا رادیواکیتو؟ هاشمی، رئیس مستقیم من بود. چه وقتی استاندار بودم و چه ‌موقع حضورم در مجلس با ایشان از نزدیک کار کردم. خب برای شخص من هنوز مسائل مرتبط با مرگ ایشان شفاف نشده؛ چه برسد به مردم دیگر.

* در افتتاحیه مجلس دهم فردی که قرآن خواند افکار عمومی واکنش تندی به آن نشان داد. شما رئیس سنی مجلس بودید، چرا جلوی این مسئله گرفته نشد؟ ایشان آن‌موقع در یک پرونده متهم بودند؟

بله، روز افتتاح مجلس طبق آیین‌نامه من رئیس بودم. همه‌چیز را چک کردم؛ میهمان‌ها را هم. قاری که معرفی شد احوالات امنیتی او در اختیار من نبود. نمی‌خواهم بگویم هرچه درباره او گفته‌اند درست بوده. به این چیزها کاری ندارم اما در آن روز بسیار مهم، نباید ایشان قرآن می‌خواند. آن همه خبرنگار داخلی و خارجی آمده بودند. بالاخره اتهام‌هایی مطرح بوده و این آدم اصلا نباید برای قرائت قرآن معرفی می‌شد. پیامک‌های متعددی با متن‌های متعددی برای من آمد. مردم بسیار شاکی بودند و این مسئله را خیلی تند به شخص من منتقل کردند.

*  واکنش شما چه بود؟

من در مصاحبه‌ای از مردم عذرخواهی کردم. از نیروهای امنیتی مجلس نیز گله کردم. وقتی فردی اتهام‌هایی دارد، چه دلیلی دارد که بیاید و قرآن بخواند. طرح این مسائل باید در دادگاه علنی انجام شود. هرچه هست به طور شفاف باید به مردم توضیح داده شود. این پرونده شاکی خصوصی داشت. بالاخره آنها در گفت‌وگو با اینجا‌و‌آنجا شفاف‌سازی می‌کنند. بحث قرآن است، شوخی نیست؛ بحث پرونده ‌هزار‌میلیاردی نیست. این پرونده خیلی سنگین‌تر از پرونده فساد مالی است. حتما این داستان باید شفاف و شاکی خصوصی قانع شود.