• نام کتاب: کتاب بادبادک بازkite runner
  • نویسنده: خالد حسینی
  • مترجم: محمد غبرائی
  • انتشارات: نیلوفر

خلاصه داستان

کتاب بادبادک باز روایتی است از زندگی امیر، یک پسر افغانی که به عنوان اول شخص داستان را بازگو می کند. داستان قبل از اغتشاشات افغانستان شروع می شود و در داستان با اغتشاشات نیز مواجه می شویم. در این رمان سیاست شدیدا کمرنگ بیان شده و بیشتر روی ارتباطات و احساسات مردم بحث شده است.

این رمان وجه های گوناگون زندگی را نشان می دهد، از فرهنگ یک ملت می گوید، از تناقض های افکاری بین افراد می گوید، از رسومات می گوید و… ولی مغز اصلی و نخ ارتباطی داستان، ماجرای بین دو دوست یعنی امیر و حسن است. امیر و حسن هر دو با هم بزرگ شده اند و از یک پستان شیر خورده اند. امیر پسر یک ارباب است ولی حسن پسر خدمتکاری است که در خانه پدر امیر کار می کرد. حسن نمونه یک انسان پاک و بی غش بود که با تمام وجود خود را فدای امیر کرد. در جای جای زندگی حسن درد خفته به طوری که با خواندن داستان محال است بغض تمام وجودتان را نگیرد. یک انسان پاک که هر جا خود را فدا می کرد تا به امیر کمک کند، یک انسان وفا دار.

این رمان وجه های گوناگون زندگی را نشان می دهد، از فرهنگ یک ملت، از تناقض های افکاری، از رسومات و… ولی مغز اصلی و نخ ارتباطی داستان، ماجرای بین دو دوست یعنی امیر و حسن است

درباره نویسنده

خالد حسینی زاده ۴ مارس سال ۱۹۶۵ در کابل نویسنده افغانستانی است. عمده شهرت وی بابت نگارش دو رمان بادبادک‌باز و هزار خورشید تابان است. نام آخرین رمان او، و کوهستان به طنین آمد؛ می‌باشد که به فارسی نیز ترجمه شده‌است. حسینی ساکن ایالات متحده است و آثار خود را به زبان انگلیسی می‌نویسد.

خالد حسینی خود در رابطه با این اثر گفته است که در ابتدا وی مجموعه داستانی از زندگی دو پسر بادبادک باز را نوشته بود که پس از اینکه از سوی ناشران مورد قبول واقع نشد آن مجموعه داستان کوتاه را به رمان تبدیل کرده است. از آن جایی که نویسنده در این رمان مضامینی چون خیانت،پشیمانی،دوستی و عشق بین پدر و فرزند را به تصویر کشیده است و این مضامین،مضامینی جهانی است نه صرفا مسائلی  میان افغان ها، بادبادک باز به رمانی مورد علاقه و پسند ملیت های مختلف تبدیل شده است.از روی رمان بادبادک باز خالد حسینی فیلمی هم به این نام ساخته شده است.

درباره مترجم

مهدی غبرایی در سال ۱۳۲۴ در لنگرود به دنیا آمد. دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در لنگرود گذراند. در سال ۱۳۴۷ از دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی لیسانس گرفت. از سال ۱۳۶۰ به‌طور حرفه‌ای به کار ترجمه ادبی پرداخت. دو برادر او، فرهاد غبرایی و هادی غبرایینیز مترجم بودند.

در سال ۱۳۹۵، اعلام شد مهدی غبرایی رمان‌های «خاکستر و خاک» و «هزارخانه خواب و اختناق» از عتیق رحیمی را از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه کرده و قرار است از سوی انتشارات ثالث منتشر شوند. این رمان‌ها در اصل به زبان فارسی نوشته شده و پیشتر از سوی انتشارات خاوران در پاریس و انتشارات ورجاوند در ایران منتشر شده بودند. غبرایی دلیل ترجمهٔ خود را «فهمیده نشدن مفاهیم فارسی دری در ایران» اعلام کرد. مدیر انتشارات خاوران با اعتراض به این مسئله اعلام کرد اگر این ترجمه‌ها جمع‌آوری نشود، نسخه اصلی و بدون سانسور این کتاب‌ها را به طور مجانی در اینترنت منتشر خواهد کرد.

  کتابخانه‌ای برای آینده؛ داستان‌هایی که ۱۰۰ سال دیگر خوانده‌ می‌شوند
  • آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
  • بله   خیر