محمدرضا باهنر درباره ازدواج خود گفت: دنبال یک مورد فرد خوب و مناسب بودیم. یکی از آشناهای همسر شهید باهنر فردی را در تهران به من معرفی کرد. با هم مذاکره و صحبت کردیم و به تفاهم رسیدیم. اما جلسه آخر ایشان سوالی کرد و گفت شما وقتی ازدواج کردید کجا می‌خواهید زندگی کنید. گفتم خب معلوم است، می‌روم کرمان. ایشان گفت همه بچه‌های کرمان آمده‌اند تهران، آن وقت تو می‌خواهی بروی کرمان؟!

نائب رئیس سابق مجلس شورای اسلامی ادامه داد: سر این قضیه تفاهم نشد و من به کرمان رفتم و آنجا با یک خانم دیگر ازدواج کردم. بعد از ازدواج زن و شوهرها اصولا با هم شوخی می‌کنند، به همسرم گفتم تو بهتر از من نصیبت نمی‌شد! ایشان هم در پاسخ دقیقا همین را گفت [می‌خندد]. گفتم قبل از من خواستگاری؛ چیزی هم داشتی؟! گفت بله … من در تهران درسم که تمام شد، آقای مهندسی به خواستگاری‌ام آمد و با هم به تفاهم رسیدیم. وقتی پرسیدم کجا می‌خواهی زندگی کنی، گفت همین تهران. گفتم ولی من کرمانی هستم و می‌خواهم در کرمان باشم. خلاصه ماجرای‌مان در قضیه ازدواج و تهران و کرمان شبیه به هم بود

  • آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
  • بله   خیر