درنگ: حسین عبدالهی متولد سال ۱۳۵۶ یزد و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی مواد دانشگاه امیرکبیر است. او می‌گوید اولین سفر خارجی زمینی خود را در ۱۴ سالگی انجام داده و از سال ۸۱ با هدف بازدید از همه دنیا سفرهای خود را به صورت جدی دنبال کرده‌ است. او تا کنون به بیش از ۸۰ کشور و بیشتر قاره‌های جهان سفر کرده است. او درباره نوع سفرهایش به کشورهای مختلف این گونه توضیح می‌دهد: «سفرهای من، سفرهایی ارزان، عموما درازمدت و با کوله‌پشتی از شهری به شهر دیگر و از دیاری به دیار دیگر به قصد شناخت است، سفرهایی به دل طبیعت، سفر به تاریخ و دروازه‌های تمدن باستان و سفر به آنسوی فرهنگ‌ها و سنت‌ها، دل به دل مردم دنیا دادن و زندگی را آموختن».

عبدالهی رسالت سفرهای خود به اقصی نقاط دنیا را این گونه بیان کرده است: «روزها در گذرند و قطار زندگانی لحظه‌ای ایست ندارد، انتخاب با ماست، در میان هر روزه‌های تکراری زندگانی بنشینیم و حسرت‌وار، عبورش را نظاره کنیم یا اینکه پا در رکابش اندازیم و مسافر رویاهایمان باشیم».

این جهانگرد از لحظه به لحظه سفرهای خود عکاسی می‌کند و می‌گوید این کار را به صورت دلی و آماتور انجام می‌دهد. او این عکس‌ها را در شبکه‌های اجتماعی و سایت و وبلاگش منتشر می‌کند و برای هر کدام از آنها توضیحاتی می‌نویسد که برای سفردوستان بسیار دیدنی و خواندنی است.

او از همه چیز سفر بی‌کم و کاستی با مخاطبش صحبت می‌کند از طبیعت، حیوانات بومی هر منطقه، سیستم حمل و نقل شهرها، هاستل‌ها و اقامتگاه‌ها، مردم شهر و نحوه زندگی آنها، غذاها، میوه‎ها و خوراکی‌ها، لباس‌ها، نقشه راه، آب و هوا و هرآنچه را که در یک سفر ممکن است با آن مواجه ‌شویم.

این جهانگرد در بخشی از سفرنامه خود به افریقا چنین می‌نویسد: «شب از نیمه گذشته است که در زیر باران شدید به «دالابا» می‌رسم، راننده می‌گوید این منطقه از گینه را سوییس غرب آفریقا می‌نامند، شاید فرداها بهتر بتوانم حکایت و روایتش کنم …

باز هم باران و باران … تمامی شب را باران می‌بارد، خسته هم نمی‌شود، صبح اما انگار مرا به طراوتش می‌بخشد و لختی از باریدن می‌ایستد و فرصتی می‌دهد به طول تمامی روز تا بتوانم «دالابا» و زیبایی‌هایش را ببینم.

تپه‌های کوتاه و بلند سراسر سبز، دشت‌های باز با گوسفندان سپید و سیاه در حال چریدن، مردان در حال استراحت و زنان در حال کار، آبشارهای ریزان و رودهای جاری، دریاچه‌های آرمیده و نور خورده و خانه‌های روستایی پر از مهر، همه‌شان را یکجا می‌بینم و از سادگی حس و حالشان سیراب می‌گردم».

این جهانگرد جوان اکنون در آفریقاست، او سفر ۲ ماهه خود را به آفریقا از تیرماه امسال آغاز کرده که اکنون روزهای پایانی این سفر را در کشور گینه سپری می‌کند. او درباره این کشور از فراز آسمان در هواپیما این گونه می‌گوید: «اولین تصویری که از گینه می‌بینم، جاریست، رودخانه‌های پر آب در هم تنیده و تاب خورده، همه جا سبز است، گویا خیلی هم سبز، بیشتر شبیه آمازون است تا صحرای خشک آفریقا».

حسین عبدالهی درباره سفر به آفریقا می‌گوید: «مسافر جاده‌های آفریقا که می‌شوی باید اصولش را هم بپذیری و یاد بگیری از تمامی لحظه‌هایش لذت ببری، همان لحظه‌هایی که بسیاری از مردم دنیا هرگز نمونه‌اش را تجربه نخواهند کرد»

 

 

 

 

اینها با لباس‌های سراسر رنگشان راهی بازار شهر هستند … کلا تجارت گسترده و بازار بزرگی دارد بطری‌های دست دوم و سوم در ماداگاسکار …
زمین، رنگ و نقش گرفته است … از آفتاب گرفتن و هوا خوردن لباس‌های شسته شده … فقط کافی‌ست در امتداد مسیر جوی آب یا رودخانه‌ای جاری باشد، آن بالا دستش هم چند نفری گاه لباس‌ها را پشت و رو می‌کنند تا ته نگیرند!

 

دختری با دندان‌های طلا و ماسک زیبایی بر پوست صورت …

 

اینها هم مرغابی‌ها و اردک‌هایشان را بساط کرده‌اند، به خط شده‌اند انگار در انتظار خریداری و چه سخت انتظاریست …
کودکان آفریقا …

 

اتاق‌های هاستل کوچک و نسبتا سرد است اما فضاهای عمومی آن دلباز و دوست داشتنی‌ست …

 

زن‌ها لباس‌های رنگی‌شان را پوشیده‌اند و جلوی مسجد جامع پاتوق کرده‌اند … برخی هم لوازم و وسایل حج می‌فروشند … کلا سخت عکس هستند، ولی خوش‌رنگ …
کودکان عاشق دیدن تصویرشان از دریچه دوربین هستند …

 

  • آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
  • بله   خیر