درنگ: ایلنا نوشت: حجت الاسلام محمودرضا جمشیدی در دیدار با اعضای گروه علوم اسلامی انجمن اندیشه و قلم با بیان اینکه آن‌چه مراجع و رهبری به عنوان کمک می‌دهند وافی به مخارج حوزه‌ها نیست، گفت: تشکیلات حوزه بزرگ شده و برای مدیریت آن پول حوزه کافی نیست. به نظر من ما در سازمان حوزه نیازمند بازنگری جدی هستیم.

* کل پولی که حوزه می‌گیرد، به اندازه پولی که دانشگاه تهران می‌گیرد نیست. چه در بخش هزینه‌های اداره عمومی و چه در بخش عمرانی.

* وقتی هم در مقام مقایسه قرار می‌گیرند مثلا سازمان بهزیستی را با بودجه حوزه مقایسه می‌کنند؛ اولا بودجه پرسنلی را نمی‌آورند و بودجه برنامه‌ای را می‌آورند بعد هم باید ما را با نهادهای متناظر با خودمان مقایسه کرد؛ مثلا بودجه حوزه را با بودجه کل دانشگاه‌های کشور مقایسه کرد یا با بودجه وزارت علوم مقایسه کرد.

* هم مراجع و هم رهبر معظم انقلاب معتقدند که پول دولت نباید به هیچ عنوان صرف معیشت طلاب شود لذا واقعا طلاب در معیشت دچار مشکل هستند. معیشت یعنی شهریه و حقوق طلبه‌ها. بخش عمده‌ای از پول مرکز خدمات حوزه های علمیه، پول بیمه‌ طلاب است که به تأمین اجتماعی پرداخت می‌شود. آسیب‌پذیرترین قشر از نظر حقوق دریافتی، روحانیت است؛ چون متوسط شهریه‌ای که طلاب می‌گیرند حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار تومان است. کدام قشر جامعه ما این مقدار دریافتی دارد؟

* البته معتقدم اگر حوزه محلی برای تأمین نیازهایش داشته باشد نباید یک ریال هم از دولت بگیرد. هر چقدر هم بگویید که نظام جمهوری اسلامی است ولی تجربه این چند سال نشان داد که دولت‌ها در تعامل با حوزه بعضی از ملاحظات را خواهند داشت. مثلا آقای احمدی‌نژاد که اینجا می‌آمد و سلام و صلوات می‌شنید، اگر در جایی مخالفتی از سوی حوزه می‌دید راجع به بودجه دولت صحبت می‌کرد و آن را کم و زیاد می‌کردند؛ من یادم نمی‌رود در زمان ایشان یکی از طرف ایشان آمد و گفت ما این مقدار داریم به حوزه کمک می‌کنیم و فلان و بهمان و سپس جلوی بودجه را گرفتند. مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی از کسانی بودند که با گرفتن پول از دولت مخالف بود و خیلی صریح به شورا ابراز کرده بود و شورا مدتی دست‌نگه داشت و دلیل ایشان این بود که ممکن است این پول‌ها روی آینده حوزه تأثیر بگذارد.

* اوقاف باید با نظر بزرگان، موقوفات اختصاصی حوزه‌هارا به حوزه‌ها برگرداند. موقافاتی که عام هستند اگر جمع شوند هزینه تبلیغ را می‌دهند؛ مثلا یک موقوفه که ثلث میراث یک خانم تهرانی است، زمینی است که به نهادی سالی ۱۷میلیون تومان اجاره داده شده و آن نهاد به جای دیگری داده به چند میلیارد تومان. با همان چند میلیارد اجاره سالانه اینجا می‌توان بخشی از اعزام مبلغ استان‌های کشور را تأمین کرد. موقوفات حوزه‌های علمیه در اختیار نظام است نه حوزه‌ها؛ این باید حل شود.

* تا وقتی روحانیت نقش مردمی خود را حفظ کند، مردم با این قشر ارتباط دارند، و الا برخورد مردم هم فرق می‌کند. گاه روحانیت پولی ندارد که به مردم بدهد ولی سخاوتمندانه خلق و خوی پیامبر را مراعات می‌کند و مردم ببینند که این روحانی در صف نانوایی است. این کاری است که خیلی از بزرگان ما به واقع نه از روی تصنع انجام می‌دهند. مثلا آیت الله امینی خودشان زنبیل برمی‌داشتند و خریدهای منزل را انجام می‌دادند؛ این خیلی تأثیر در ارتباط با مردم دارد که مردم به راحتی بتوانند مشکلات خود و خانواده و شغل و… را با روحانیت در میان بگذارند. این نقش الان کمرنگ شده است، ، انبیاء بین مردم زندگی می‌کردند و مردم آن‌ها را از جنس خود می‌دیدند.

* ما آنقدر روحانی در قم داریم که می‌توانند یک قاره را اداره کنند. ولی چه شده که سطح فرهنگی مردم قم در برخی مناطق قم پایین است و بعضی از بِزه‌ها در نسبت به نوع خود در برخی لایه‌های شهری بالاست؟

* از ۲۷ شاخص، در نزدیک به ۱۹ عنوان قم در نقاط مثبت از شاخص کشوری جلوتر است، اما در چند عنوان همراه شاخص کشور و یا زیر آن است؛ این‌ها از اشکالاتی است که باید راجع به آن فکر کرد و جدی به این سؤالات پاسخ داد؛ از کنار این‌ها نمی‌شود گذشت که در شهری که روحانی هست، چرا این اتفاق افتاده است و بعضا گریبان‌گیر خود روحانیت هم شده است. لذا من فکر می‌کنم ما نیاز به اصلاح شیوه‌های تربیتی داریم.