درنگ :  زیباکلام از این اعتماد مردم به خود شگفت زده است. او در این زمینه و اینکه برنامه او برای نحوه هزینه کردن این پول چیست اظهاراتی را مطرح کرده است که خلاصه آن در زیر آمده است:

  • ظرف ۴۸ ساعت، مردم یک میلیارد و ۲۰۰ هزار تومان به حساب من واریز کردند. حتی در خواب هم نمی‌دیدم که این اتفاق بیفتد. باورم نمی‌شد.

 

  • فکر می‌کردم که مردم به من اعتماد داشته باشند، اما نه در این حد و اندازه. قبلاً هم چنین چیزی در ایران سابقه داشته است. در زلزله‌های طبس و بوئین زهرا هم مردم یا به صورت خودجوش یا از طریق چهره‌های شناخته شده آن زمان به کمک زلزله‌زدگان شتافتند. در زلزله بوئین زهرا تلفات زیاد بود و مرحوم غلامرضا تختی با دو تن از بزرگان جبهه ملی اعانه‌های مردم را جمع‌آوری کردند. مردم هم کمک‌های زیادی را در اختیار مرحوم تختی گذاشتند.

 

  • البته امثال من تا حدی پشت سر هلال احمر غیبت می‌کنیم. به این دلیل که از پنجشنبه که در منطقه حضور دارم، می‌بینیم که هلال احمر نه تنها کم کار نکرده، بلکه انصافاً خیلی کار و کمک کرده است. کمتر جایی بوده که رفته باشم و چادرهای هلال احمر را ندیده باشم. هزاران چادری که تاکنون در منطقه دیدم، همه مربوط به هلال احمر بوده است. بنابراین، واقعاً هلال احمر دارد تلاش می‌کند. شاید از بدشانسی هلال احمر باشد که مقداری مورد بی مهری قرار گرفته است، اما این نهاد بسیار کمک کرده است.

 

  • {چرا برخی ترجیح می‌دهند کمک‌های خود را به چهره‌هایی مانند شما یا علی دایی ارائه بدهند تا از طریق شماها به دست زلزله‌زدگان برسد؟} شاید مقداری ناشی از بدبینی فرهنگی و تاریخی باشد که در ایران نسبت به سازمان‌های رسمی و دولتی وجود دارد. ضمن اینکه نباید از خاطر برد که در سال‌های اخیر موج اخبار مفاسد اقتصادی کشور را در خود فرو برد. مفاسد اقتصادی در بلند مدت تأثیر خود را گذاشته و باعث سلب اعتماد عمومی شده است، حداقل اینکه اگر اعتماد عمومی سلب نشده باشد، تاحد زیادی تضعیف شده است. نخستین کار این است که واقعیت را بپذیرند و صورت مسأله را پاک نکنند. باید بپرسند که چرا مردم به صادق زیباکلام یا رخشان بنی اعتماد اعتماد می‌کنند اما به فلان نهاد رسمی کمتر؟ اگر این صورت مسأله را بپذیرند، شاید بتوان در بلندمدت کاری کرد.

 

  • بدون رودربایستی بگویم که بشدت از کاری که کردم، پشیمانم. اگر می‌دانستم این طوری می‌شود، احتیاط می‌کردم و ورود نمی‌کردم. زیرا اکنون بیش از یک میلیارد تومان به حساب من واریز شده و این حجم از اعتماد و امانت مردم وظیفه سنگینی را متوجه من می‌کند. احساس می‌کنم مردم به من اعتماد کردند، بنابراین، حالا دیگر نمی‌توانم بگویم پول را به خود مردم باز می‌گردانم و بگویم هر کار که دوست داشتید، با این پول بکنید. حالا وظیفه دارم همه تلاش خود را بکنم که این پول درست و بجا هزینه شود و نیازهای واقعی مردم زلزله‌زده تأمین شود. این کار ساده نیست.

 

  • گستردگی نظرات باعث شد تصمیم بگیرم رأساً وارد منطقه شوم و نیازهای مردم را از نزدیک بررسی کنم. برای همین این دو روز کاملاً در منطقه بودم و ضمن صحبت با مردم، نیازهای آنان را احصا می‌کردم. از کرمانشاه به سمت جوانرود حرکت کردیم، به ازگله رفتیم و در آنجا از روستاهای اهل حق بازدید کردیم. این مناطق عمدتاً سنی نشین هستند. به این دلیل به این مناطق آمدیم چون به مناطق نزدیک به سرپل ذهاب کمک‌های زیادی شده است. مسئولان هم گفته‌اند سرپل ذهاب اکنون نیاز چندانی به کمک ندارد. از سوی دیگر، اکنون احتیاجات اولیه زلزله‌زدگان برآورده شده است، اما مسأله اصلی این است که یک یا دو هفته دیگر زمستان شروع می‌شود و منطقه هم کاملاً کوهستانی است.

 

  • این مناطق بسیار سرد می‌شود و باید دید که در این شرایط برای مردم چه کاری می‌توان انجام داد. یک راه آن است که برای مردم کانکس تهیه شود. برآورد قیمت نشان می‌دهد که قیمت هر کانکس ۵ تا ۸ میلیون تومان است، اما این مناطق به هزاران کانکس نیاز دارد. در برخی مناطق ساختمان ها ۲۰ تا ۳۰ درصد تخریب شده و با چند میلیون تومان می‌شود این ساختمان‌ها را بازسازی کرد. یک فکر دیگر هم این است که با پول‌هایی که مردم جمع کردند، کارهای اساسی‌تری انجام شود، مثلاً خانه بهداشت یا مدرسه ساخته شود یا آب لوله‌کشی تأمین شود. بنابراین قبل از هر اقدامی باید این نیازها شناسایی شود که اکنون برای همین منظور به منطقه آمده‌ایم. شاید به یک روستا باید کانکس داد، یا در روستای دیگری باید خانه‌ها را بازسازی کرد. اکنون این گزینه‌ها وجود دارد، اما اینکه چه کار باید بشود، مستلزم این است که روستاها شناسایی و نیازها اولویت‌بندی شوند.