این نتیجه پژوهشی است که با بررسی ۱۵۱ کشور مختلف جهان به دست آمده‌است، پژوهشی که محققاندر آن متوجه شدند حتی یکی از این ۱۵۱ کشور کوچکترین تلاشی برای زندگی به شیوه پایدار و با احترام به طبیعت ندارد، هدف در این کشورها تنها تامین زندگی راحت برای ساکنان است از این رو میزان بهره‌برداری از منابع طبیعی در این مناطق بسیار بالاتر از توان تولیدی این منابع است.

این گروه بین‌المللی از دانشمندان وب‌سایتی را نیز ایجاد کرده‌اند تا در آن عملکرد هریک از این کشورها در راستای ایجاد تعادل میان رفاه شهروندان در برابر میزان آلودگی‌های کربنی، زیستی و فسفری را نمایش دهند.

به گفته دانیل اونیل یکی از محققان این پروژه از دانشگاه لیدز انگلستان، بشر هرکاری که انجام ‌دهد، از خوردن شام گرفته تا پرسه زدن در اینترنت، به شکلی درحال مصرف منابع است، اما ارتباط میان مصرف منابع و رفاه انسان همواره برای بشر آشکار نیست. از این رو در این پژوهش ارتباط میان پایداری استفاده از منابع طبیعی و دستیابی به اهداف مورد بررسی قرار گرفت و مشاهده شد نیازهای اولیه،‌مانند تغذیه، بهداشت و از بین بردن فقر بدون عبور از محدودیت‌های زیست‌محیطی تقریبا در تمامی کشورها امکان‌پذیر است.

اونیل می‌گوید این روند در دیگر اهداف اجتماعی مانند ادامه تحصیلات و رفاه بالا در زندگی ادامه پیدا نمی‌کند. رسیدن به این اهداف نیازمند مصرف بالای منابع طبیعی است، یعنی دو تا ۶ برابر بیشتر از حد پایداری  منابع.

محققان برای محاسبه کیفیت زندگی در این کشورها از ۱۱ شاخص مختلف، رضایت از زندگی، امید‌به زندگی سالم، تغذیه، بهداشت، درآمد، دسترسی به انرژی، تحصیلات، پشتیبانی اجتماعی، برابری دموکراتیک، برابری و اشتغال استفاده کردند. این شاخص‌ها سپس در برابر هفت شاخص بیوفیزیکی شامل آلودگی‌های کربنی،‌فسفری، آلودگی‌های ناشی از مواد مصرفی، مصرف نیتروژن، و میزان آب‌های پاک  قرار گرفتند. سهم تخصیص داده شده از منابع در هرکشور براساس جمعیت جهانی محاسبه شد و هیچ کشوری عملکرد خوبی از خود نشان نداد.

به گفته ویلیام لمب، یکی از محققان حاضر در این پروژه از موسسه پژوهشی مرکاتور در آلمان، در کل هرچه آستانه اجتماعی در کشورها افزایش پیدا می‌کند، خروج از محدوده‌های موجود نیز افزایش پیدا می‌کند و برعکس. اگرچه کشورهای ثروتمندی مانند آمریکا و بریتانیا نیازهای اولیه شهروندان خود را برآورده می‌سازند، اما این‌کار را در سطحی از مصرف منابع انجام می‌دهند که بسیار فراتر از حد پایداری منابع در سطح جهانی است.

به گفته وی در مقابل کشورهایی که از منابع طبیعی در حدی متعادل استفاده می‌کنند، کشورهایی مانند سریلانکا، توانایی تامین نیازهای اولیه مردمان خود را ندارند.در میان کشورهایی که عملکرد نسبتا خوبی در برقراری تعادل میان مصرف منابع و حفظ رفاه مردم از خود نشان داده‌است می‌توان به ویتنام و آلمان اشاره کرد: ویتنام در بخش آستانه اجتماعی امتیاز ۶ را دارد درحالی که تنها از یکی از مرزهای شاخص بیوفیزیکی عبور کرده‌است و آلمان باامتیاز ۱۱ در زمینه آستانه اجتماعی، از ۵ مرز پا فراتر گذاشته‌است.

این گزارش فراتر از یک هشدار ساده نسبت به سرعت بالای بشر در استفاده از منابع سیاره زمین است. گزارش‌های پیشین نشان داده بودند بشر برای جبران آنچه از زمین درحال غارت کردن است،‌به ۱٫۷ سیاره مشابه زمین نیاز دارد، یک سیاره زمین پاسخگوی نیازهای بشر امروز نخواهد بود.

اگرچه دانشمندان همواره امیدوار معتقدند هنوز راه‌حل‌هایی برای جبران کردن وجود دارد: ایجاد تعادل میان داشتن یک زندگی با کیفیت و همزمان جلوگیری از تخریب سیاره. این به آن معنی است که درحال حاضر داشتن زندگی بهتر به معنی مصرف بیشتر منابع زمین است، و بشر برای اصلاح این روند نادرست باید به دنبال تحولی باشد که بدون تخریب زمین و اتمام منابع آن زندگی خوبی برای خود ایجاد کند.

جولیا استاینبرگر از محققان این پروژه معتقد است این تحول باید به شدت افراطی و شدید باشد، البته اگر انسان‌ها می‌خواهند با محدودیت‌های منابع سیاره‌مان کنار آمده و زندگی خوبی داشته باشند. فراتر رفتن از میل تبدیل شدن به کشوری ثروتمند، توقف استفاده از سوخت‌های فسیلی و استفاده از منابع تجدید‌پذیر انرژی، و کاهش قابل توجه نابرابری از جمله تحولاتی است که باید به سرعت رخ دهند.

به گفته وی زیرساختارهای فیزیکی بشر و شیوه توزیع آن هردو بخشی از سیستم‌های تامین‌کننده در جهان هستند و اگر تمامی انسان‌ها انتظار داشتن یک زندگی خوب در میان محدودیت‌های موجود منابع در زمین را دارند، این سیستم‌ها باید از اساس بازسازی شوند تا نیازهای اولیه همه انسان‌ها با مصرف سطح کمتری از منابع زمین تامین شود.