درنگ : دختر کوچ‌نشین از ایل (زوله) عشایر کرمانشاه، قهرمان کیک‌بوکسینگ زنان کشور شده است. سوسن رشیدی با وجود سختی‌های زندگی کوچ‌نشینی، رفت و آمدهای فصلی و مخالفت‌های خانواده و واکنش‌های منفی مردم با عشق و علاقه به ورزش خود ادامه داده است. علاقه او به کیک‌بوکسینگ با فیلم‌های بروس‌لی و جکی‌چان شروع شد و الان نزدیک به ۱۷ مدال کسب کرده است.

من اهل ایل (زوله) عشایر در استان کرمانشاه هستم. من یک خواهر بزرگ‌تر از خودم داشتم که متولد ۱۳۶۹ بود اما چند ماه بعد از تولدش فوت می‌کند. طبق رسم روستاها در آن سال‌ها شناسنامه خواهر فوت شده‌ام را برای من استفاده می‌کنند و به این ترتیب سنم در شناسنامه دو سال بزرگ‌تر از سن واقعی‌ام است

در ادامه گفتگوی درنگ با سوسن رشیدی را می‌خوانید.

  • لطفا خودتان را برای مخاطبان درنگ معرفی کنید.

هم مردم عشایر و هم روستا ۱۰۰ درصد با ورزش کردن من مخالف بودند. آنها اعتقاد داشتند که دختر نباید از خانه خارج شود. زمانی که برای رفتن به باشگاه از خانه بیرون می‌رفتم، مردهای محله می‌گفتند اگر سوسن از خانه خارج شود، دختران ما هم عادت می‌کنند به خاطر ورزش کردن بیرون می‌روند. خانه‌مان در روستا بود و مدرسه در شهر. به بهانه رفتن به مدرسه برای تمرین کیک‌بوکسینگ به باشگاه می‌رفتم. به مدت ۴ سال، پدر و مادرم نمی‌دانستند که ورزش می‌کنم. تصورشان این بود که به مدرسه می‌روم

من سوسن رشیدی هستم و ۲۴ سال دارم. البته دو اسمه هستم و پشت این موضوع دلیلی وجود دارد. به خاطر علاقه شدیدی که به اسم سحر داشتم، خانواده‌ام من را سحر صدا می‌زنند. من یک خواهر بزرگ‌تر از خودم داشتم که متولد ۱۳۶۹ بود اما چند ماه بعد از تولدش فوت می‌کند. طبق رسم روستاها در آن سال‌ها شناسنامه خواهر فوت شده‌ام را برای من استفاده می‌کنند و به این ترتیب سنم در شناسنامه دو سال بزرگ‌تر از سن واقعی‌ام است.

من اهل ایل (زوله) عشایر در استان کرمانشاه هستم. در خانواده دو برادر و ۶ خواهر هستیم و من فرزند دوم خانواده‌ام. هشت ماه پیش هم ازدواج کردم.

  • واکنش پدرت و اهالی عشایر نسبت به ورزش کردنت چه بود؟

هم مردم عشایر و هم روستا ۱۰۰ درصد با ورزش کردن من مخالف بودند. آنها اعتقاد داشتند که دختر نباید از خانه خارج شود. زمانی که برای رفتن به باشگاه از خانه بیرون می‌رفتم، مردهای محله می‌گفتند اگر سوسن از خانه خارج شود، دختران ما هم عادت می‌کنند به خاطر ورزش کردن بیرون می‌روند. خانه‌مان در روستا بود و مدرسه در شهر. به بهانه رفتن به مدرسه برای تمرین کیک‌بوکسینگ به باشگاه می‌رفتم. به مدت ۴ سال، پدر و مادرم نمی‌دانستند که ورزش می‌کنم. تصورشان این بود که به مدرسه می‌روم.

  • واکنش پدرت بعد از اینکه فهمید چه بود؟

پدرم ۱۰ روز من را در خانه حبس کرد. به شدت ناراحت بودم و دلم می‌خواست از اتاق خارج شوم. دستکش‌هایم را دستم می‌کردم و به دیوار مُشت می‌زدم. دعا می‌کردم تا پدرم اجازه دهد به ورزش کردن ادامه دهم. تا اینکه پدرم دلش به رحم آمد و متوجه شد که علاقه‌ای زیادی به ورزش دارم. پدرم به مادرم می‌گفت: «این دختر گناه دارد، موقعیت خوبی در ورزش به دست آورده و مصاحبه‌‌هایش در روزنامه‌ها منتشر شده است.» بعد از گذشت چند روز، بالاخره پدرم اجازه داد با خواهرم به باشگاه بروم.

  • پدرت از قهرمان شدنت خوشحال می‌شد؟

پدرم ۱۰ روز من را در خانه حبس کرد. به شدت ناراحت بودم و دلم می‌خواست از اتاق خارج شوم. دستکش‌هایم را دستم می‌کردم و به دیوار مُشت می‌زدم. دعا می‌کردم تا پدرم اجازه دهد به ورزش کردن ادامه دهم

اگر مقامی به دست می‌آوردم خیلی خوشحال نمی‌شد، شاید خوشحال بودنش را به خاطر حرف تلخ مردم پنهان می‌کرد. شما تصور کنید برای مسابقات به تهران یا دیگر استان‌ها سفر می‌کردم به مدت چند روز خانه نبودم. مردم به پدرم می‌گفتند دخترت کجا رفته است. چطور اجازه می‌دهی چند روز از خانه دور باشد. وقتی می‌گفتم که برای مسابقات ورزشی می‌روم، باور نمی‌کردند.

  • زمانی که میان مردم شناخته شدی و باور کردند برای ورزش کردن تلاش می‌کنی، چه واکنشی نشان دادند؟

الان برای مردم خیلی عادی شده است، حتی من را در این مسیر تشویق می‌کنند. همه آنهایی که با ورزش کردنم مشکل داشتند خودشان به این مسیرعلاقه‌مند شدند و می‌گویند که ورزش کردن خوب است. از قهرمانی‌هایم صحبت می‌کنند و می‌دانند که همه در کشور به عنوان زن قهرمان از من یاد می‌کنند.

  • گفتی تازه ازدواج کردی. آیا همسرت با ورزش کردنت مشکلی ندارد؟

اتفاقاً مشوق اصلی من در ورزش کیک‌بوکسینگ، همسرم است. حتی همراهم به باشگاه می‌آید و قبل از آمدن بچه‌ها به باشگاه با همدیگر تمرین می‌کنیم.

  • چه شد که به کیک‌بوکسینگ علاقه‌مند شدی؟

من فرزند عشایر هستم، در آنجا به دنیا آمدم و بزرگ شدم. در دوران کودکی شیطنت‌ و رفتارهای پسرانه داشتم به گونه‌ای که از دیوار صاف هم بالا می‌رفتم. این تحرکات، انرژی و قدرت بدنی‌ام را افزایش داده بود. از سوی دیگر، علاقه من به کیک بوکسینگ با فیلم‌های بورس‌لی و جکی‌چان شروع شد. حرکاتی که برای تمرین انجام می‌دادم از بروس‌لی یاد گرفته بودم.

علاقه من به کیک بوکسینگ با فیلم‌های بروس‌لی و جکی‌چان شروع شد. حرکاتی که برای تمرین انجام می‌دادم از بروس‌لی یاد گرفته بودم
  • از چند سالگی وارد این ورزش شدی؟

من فرزند عشایر هستم، در آنجا به دنیا آمدم و بزرگ شدم. در دوران کودکی شیطنت‌ و رفتارهای پسرانه داشتم به گونه‌ای که از دیوار صاف هم بالا می‌رفتم. این تحرکات، انرژی و قدرت بدنی‌ام را افزایش داده بود. از سوی دیگر، علاقه من به کیک بوکسینگ با فیلم‌های بروس‌لی و جکی‌چان شروع شد. حرکاتی که برای تمرین انجام می‌دادم از بروس‌لی یاد گرفته بودم

زمانی‌که ۱۳ ساله بودم در باشگاه تختی (نزدیک به محله زندگی‌ام) فعالیت جدی خود را آغاز کردم. در آن دوران مربی باشگاه تختی بر این باور بود من توانایی موفق شدن در این ورزش را ندارم و نمی‌توانم تکنیک‌های آن را بیاموزم. هر چند صحبت‌هایش باعث تضعیف روحیه‌ام شد و اعضای باشگاه به من بی‌محلی می‌کردند اما به مدت یکماه با مشاهده و یادگیری حرکات بروس‌لی، تمرین می‌کردم تا اینکه یک روز دختر خاله‌ام باشگاهی را به من معرفی کرد.

13 ساله بودم … مربی باشگاه تختی بر این باور بود من توانایی موفق شدن در این ورزش را ندارم. هر چند صحبت‌هایش باعث تضعیف روحیه‌ام شد و اعضای باشگاه به من بی‌محلی می‌کردند اما به مدت یکماه با مشاهده و یادگیری حرکات بروس‌لی، تمرین می‌کردم تا اینکه دختر خاله‌ام باشگاهی را به من معرفی کرد
  • پس به نظر می‌رسد باشگاه رفتن تو را به هدفت نزدیک کرد، اینطور نبود؟

صددرصد، زمانی که به باشگاه رفتم از تمرین‌‌های بچه‌ها خوشم آمد و تصمیم گرفتم با آنها مبارزه کنم. مربی باشگاه گفت در جلسات اول و دوم نمی‌توانی مبارزه کنی! مجدد اصرار کردم و از دختر خاله‌ام خواستم مربی را راضی کند. در نهایت با یکی از بچه‌های باشگاه مبارزه کردم و پیروز شدم. از آن روز مربی‌ام «سمیه بهرامی» به صورت مستمر و مفید با من تمرین کرد. از آن موقع تا الان ۱۱ سال گذشته و حرفه‌ای شدنم در کیک بوکسینگ را مدیون مربی‌ام هستم که از او بسیار آموختم.

من ۷۰ درصد موفقیتم در ورزش را مدیون سمیه بهرامی هستم. او در حقم مادری کرده و بهترین مشوقم در کیک‌بوکسینگ است.

  • از قهرمانی‌هایت بگو …

اولین مسابقه‌ای که شرکت کردم در رشته کنگ‌فو بود؛ با وجود مبارزه‌ای که کردم قهرمانی و مدال طلا حقم بود اما با ناداوری‌ حریفم پیروز و مدال نقره نصیب من شد.

با توجه به مخالفت خانواده‌ام تمام تلاشم را صرف شرکت در مسابقات کیگ‌بوکسینگ کردم.

در مسابقات کشوری کرج، تهران، البرز و… شرکت کردم و قهرمان شدم. اما هنوز سه تا از مدال‌هایم را ندادند. در مسابقات استانی هم همیشه مقام اول را کسب کردم و تا به امروز ۱۳ مدال طلا و ۴ مدال طلا و نقره به دست آورده‌ام.

اولین مسابقه‌ای که شرکت کردم در رشته کنگ‌فو بود؛ با وجود مبارزه‌ای که کردم قهرمانی و مدال طلا حقم بود اما با ناداوری‌ حریفم پیروز و مدال نقره نصیب من شد
  • تاکنون در مسابقات بین‌المللی شرکت نکرده‌ای؟

تصمیم به شرکت در مسابقات بین‌المللی دارم. اما مینیسک پاهایم پاره شده و باید عمل کنم. به فدراسیون کیک‌بوکسینگ این موضوع را اطلاع دادم زیرا توان پرداخت هزینه ۶ میلیونی عمل را ندارم؛ البته می‌خواهم برایشان نامه بنویسم که امیدوارم حمایتم کنند. حتی اگر موفق به عمل کردن پاهایم نشوم در مسابقات شرکت می‌کنم و تا زمانی که زنده‌ام از کیک بوکسینگ جدا نمی‌شوم زیرا برای رسیدن به هدفم سختی زیادی تحمل کردم.

روزهایی که در عشایر بودم برف و باران می‌آمد، باید به سختی خودم را به جاده می‌رساندم تا به باشگاه برسم. تلاش زیادی کردم و می‌خواهم به موفقیت بیشتری در کیک بوکسینگ دست پیدا کنم.

  • آیا خودت در زمینه مربیگری هم فعالیت می‌کنی؟

بله ۱۷ تا شاگرد دارم و با آنها تمرین می‌کنم. حتی شاگردانم در مسابقات کیگ‌بوکسینگ شرکت داشتند و به مقام قهرمانی رسیدند.

  • چرا در رسانه‌ها اسمت کمرنگ است؟

شاید به خاطر این است که فرزند عشایرم. من تمرینات سختی انجام می‌دهم و در این راه جان خودم را گذاشته‌ام اما متاسفانه دولت‌ حمایتی از من نمی‌کند. بدون شک اگر این حمایت‌ها وجود داشت موفق‌تر می‌شدم. البته الان هم ناامید نیستم.

شاید به خاطر این است که فرزند عشایرم. من تمرینات سختی انجام می‌دهم و در این راه جان خودم را گذاشته‌ام اما متاسفانه دولت‌ حمایتی از من نمی‌کند. بدون شک اگر این حمایت‌ها وجود داشت موفق‌تر می‌شدم. البته الان هم ناامید نیستم
  • چند ساعت در روز ورزش می‌کنی؟

۴ ساعت در روز ورزش می‌کنم و در کنار آن به شاگردانم آموزش می‌دهم.

  • به غیر از ورزش چه فعالیت‌های دیگری انجام می‌دهی؟

اسب‌سواری می‌کنم و کم و بیش به خانه‌داری هم می‌پردازم.

  • بزرگترین آرزویت چیست؟

تنها آرزوی من رسیدن به سکوی جهانی است. البته تا الان تمام آرزوهایم برآورده شده و به خواسته‌هایم رسیدم. وقتی دوستانم واکنشم را نسبت به چاپ و انتشار اسمم در رسانه‌ها می‌پرسند در پاسخ‌شان می‌گویم به حدی در این مسیر سختی کشیدم که از انعکاس نامم در رسانه‌ها زیاد خوشحال نمی‌شوم.

  • به کوچ‌نشینی علاقه داری؟

من عاشق کوچ نشینی و زندگی عشایری هستم. من بچه آب و خاک عشایرم. تمایلی به خانه‌های شهری ندارم.

پدرم ۱۰ روز من را در خانه حبس کرد. به شدت ناراحت بودم و دلم می‌خواست از اتاق خارج شوم. دستکش‌هایم را دستم می‌کردم و به دیوار مُشت می‌زدم. دعا می‌کردم تا پدرم اجازه دهد به ورزش کردن ادامه دهم
  • لباس‌های مخصوص این رشته را می‌توانی تهیه کنی؟

تا حدودی که در توانم باشد لباس‌هایی را برای تمرین تهیه کردم اما لباس‌های مخصوص کیک بوکسینگ گران است و قادر به تهیه آن نیستم.

  • فکر می‌کنی تاثیرگذارترین افراد در موفقیت‌هایت چه کسانی هستند؟

از مربی‌ام، پدر و مادرم و مشوقانم از جمله رضا بزرگیان، بهروز کرانی و علی سلیمی تشکر می‌کنم.