درنگ: نامه نیوز نوشت: اصلاح طلبان بعد از سه دوره بالاخره یک دست تمام کرسی های شورای شهر را در اختیار گرفتند و تصور این بود که برخلاف دوره چهارم که ۵۰ درصد اعضا اصلاح طلب بودند و نتوانستند در انتخاب شهردار توفیق پیدا کنند، در دوره پنجم با هماهنگی تام و تمام و بدون هیچگونه مشکلی این کار را انجام دهند. گرچه آنها در انتخاب نجفی هماهنگ نشان دادند اما وقتی نجفی استعفا کرد برای تعیین شهردار بعدی، اعضای شورای شهر با اختلافات عدیده ای مواجه شدند. برخی محسن هاشمی را اصلح می دانستند و برخی دیگر به حفظ میثاق نامه تأکید می کردند.

علی تاجرنیا عضو حزب اتحاد ملت اختلاف نظر میان اصلاح طلبان برای اتخاذ تصمیم مشترک را طبیعی می داند و آن را از مولفه های بدیهی در را توسعه سیاسی توصیف می کند.

مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید.

رسانه های جریان منتقد اصلاحات موضوع تشدید اختلافات و عدم توافق اعضای شورای شهر برای انتخاب شهردار جدید را با شورای شهر اول مشابه سازی می کنند، آیا این مشابه سازی را قبول دارید یا خیر؟

بروز اختلاف نظر میان اصلاح طلبان برای اتخاذ یک تصمیم مشترک، از ویژگی های جریان اصلاحات محسوب می شود. البته اگر عرصه سیاسی در ایران شفاف شود باید خیلی از این صحبت ها قبل از انتخابات صورت بگیرد و یکسری هماهنگی ها و مباحث آنجا مطرح شود. در مقابل جناح مخالف اصلاحات تفکر تقلیدی دارد و تصمیم گیری از بالا به پایین انجام می شود یعنی فرد قرار گرفته در محوریت جریان مطالبی را بیان می کند و دیگران نیز وزن شان به گونه ای نیست که بتوانند در مقابل دیدگاه طرح شده عرض اندام کنند. ثانیا دوره ۸ماه گذشته عملکرد شورای شهر و شهرداری از نمونه های شفافیت در مدیریت شهری است و این وضعیت به طبع مورد رضایت آنهایی که سعی می کردند شهر تهران را در تاریکخانه هایی اداره کنند، نیست بنابراین بر طبل تشدید اختلاف ها می کوبند مانند آنچه در شورای شهر اول ایجاد شد، در آن زمان به برخی اعضای شورای شهر تریبون دادند تا به نقد مدیریت شهری و شورا بپردازند. البته اصلاح طلبان باید هوشیار باشند و بدانند رقیب مترصد رفتارهای اختلاف انگیز و تشتت در میان نیروهای جریان اصلاحات است. پس در عین حال که باید به مباحث کارشناسی و اختلاف دیدگاه ها در این حوزه توجه کرد اما نباید این اختلاف نظرها منشأ یک اختلافات درازمدت و ادامه داری شود که اداره شهر تهران را مختل کند. البته معتقدم در روزهای آینده یک بلوغ خوبی را از اعضای شورای شهر و احزاب حامی خواهیم دید.

برخی می گویند اگر مرحوم هاشمی بود اختلاف نظر بین کارگزاران و اتحاد ملت برای انتخاب شهردار جدید پیش نمی آمد، آیا این تحلیل درستی است؟

مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی سعی داشت یک تعادل و همدلی بین جریانات اصلاح طلب ایجاد کند اما این تحلیلی که در سوال به آن اشاره شد، درباره بحث اصلاح طلبان صحیح نیست. همگرایی و نزدیکی اصلاح طلبان منبعث از طرح مباحث کارشناسی و تصمیم گیری مشترک است نه آنکه از یک فرد خاصی حرف شنوی داشته باشند. آقای هاشمی و آقای خاتمی نیز هیچ کدام معتقد به روش همگرایی تقلیدی نبوده‌اند. انتخاب های تقلیدگونه آسیب هایی به کشور وارد می کند که نمونه اش در جریان مقابل آقای احمدی نژاد است. ضمن آنکه تصمیم گیری در این چارچوب نمی تواند یک ویژگی برتر باشد چون افراد و اشخاص همیشگی نیستند، همه افراد به دنیای باقی می روند، پس ما باید یاد بگیریم در غیاب نخبگان و چهره های موثرمان نیز بتوانیم به تصمیمات درست برسیم.

در فضای مجازی صحبت از این می شود که «آقای جهانگیری در جلسه مشترکی که با آقایان روحانی، ناطق و خاتمی داشت بحث شهردار شدن آقای محسن هاشمی را مطرح می کند اما حالا که شورای شهر آقای هاشمی را از میان گزینه ها حذف کرد، عملا به مثابه شکست آن جلسه چهار نفره محسوب می شود»، نظر شما چیست؟

معتقدم نباید نشست چهره های مطرح اصلاح طلب و اعتدالگرا را به انتخاب فردی برای شهرداری تنزل دهیم. طبیعتا در هر نشستی مباحث مختلفی مطرح می شود. تا آنجا که خبر دارم در آن جلسه مسائلی خیلی مهم تر و فراتر از موضوع انتخاب شهردار مطرح شد.

اینکه می گویند «علت اصلی حذف نام آقای محسن هاشمی از میان گزینه های مدنظر برای انتخاب شهردار جدید، به مخالفت آقای خاتمی با شهردار شدن او بر می گردد»، این مسئله صحت دارد؟

البته من سخنگوی آقای خاتمی نیستم. فکر می کنم مخالفت اعضای شورای شهر با شهردار شدن آقای محسن هاشمی شاید به میثاق نامه ای بر می گردد که در بدو انتخابات شوراها امضا شد و کاندیداها پذیرفتند که از مجموعه شورای شهر حتی برای ورود به دولت خارج نشوند. این مسئله وجود دارد و طبیعی است که برخی در درون شورا مخالف این موضوع باشند. به هر حال آقای هاشمی یا هر فردی دیگری بعد از انتخاب مردم باید به این موضوع متعهد بماند. مباحثی که می خواهد این اتفاق را به نقطه نظرات آقای خاتمی مرتبط کند ادامه همان مسیری است که می کوشد بین طیف های مختلف جریان اصلاح طلبی ایجاد شکاف کند. من روحیه آقای خاتمی را به گونه ای می بینم که بعید می دانم بخواهد نقطه نظر مشخصی در این رابطه ارائه کند. او می داند نقطه نظرات و حرف هایش تأثیرگذار است ولی تا آنجا که من از او شناخت دارم، او همیشه سعی می کند تصمیم اعضای شورای شهر را با طرح نقطه نظرات خود تحت تأثیر قرار ندهد. من می دانم حتی قبل از این جریانات آقای محسن هاشمی با آقای خاتمی ملاقات هایی داشت و رابطه اش خیلی خوب است بنابراین بعید می دانم که آقای خاتمی بخواهد چنین مخالفتی کند. اینکه آقای خاتمی تأکید کرده به تعهدات خودتان در زمان انتخابات پایبند باشید، به منزله مخالفت با شهردار شدن آقای هاشمی نیست چون می دانم آقای خاتمی چقدر احترام حضرت آیت الله مرحوم را دارد و رابطه خوبی هم با آقای محسن هاشمی دارد.

آقای کرباسچی گفته «آقای حجتی با توجه به حساسیت امر پایتخت، قانع شده‌اند مسئولیت خطیر وزارت کشاورزی را رها کنند و در شهرداری مشغول شوند». آیا این طور است؟

من هم شنیدم کارگزاران چهارشنبه شب از شهردار شدن آقای حجتی حمایت کرد، با توجه به ارتباطاتی که کارگزاران با حزب اتحاد ملت دارد علی القاعده باید این مسئله جمع شود.