درنگ:  محمود احمدی‌نژاد در بخشی از مصاحبه با ماهنامه بهارجاودانه گفته است:

*  اوایل سال ۸۳، جمعی آمدند به بنده پیشنهاد دادند که کاندیدای ریاست‌جمهوری شو. گفتم آیا حواستان هست چه می‌گویید! گفتند یعنی چه؟ گفتم یکی مثل من که از متن مردم است اگر به این صحنه بیاید، این خودش به منزله یک انقلاب جدید است. من اگر بیایم این مناسباتی که در ساختار حکومتی، برخلاف حق مردم و به دور افراد شکل گرفته، به رسمیت نمی‌شناسم و اگر بیایم تلاش می‌کنم که «اینها را در هم بشکنم»، آیا تحمل می‌کنید؟! بسم‌الله!که خوشبختانه هیچ کدامشان سمت من نیامدند تا تقاضایشان را تکرار و یا حمایت کنند.

*  من واقعا با بستنِ مطبوعات، مخالف بودم

*  یک نفر در قم دستوری می‌دهد، باید اجرا شود. اصلا به «مناسبات اجتماعی و مبانی فکری» کاری ندارد.

*  البته من تا جایی که توانسته‌ام، جلویش ایستاده‌ام. اما تنها من تصمیم‌گیرنده نبودم.

*  «من واقعا با بستنِ مطبوعات، مخالف بودم». اگر حکومت در عرصه فرهنگ بخواهد کاری کند، بایدبیاید اندیشه بالاتری عرضه کند؛ نه اینکه کنترل اندیشه کند.

*  آن موقعی که ما با گشت ارشاد مخالفت می‌کردیم و می‌گفتیم نباید با مردم برخورد کنید، تیمی در نیروی انتظامی درست شد.

*  بالاخره یکسری خانم‌ها هستند که خیلی بد لباس می‌پوشند و از طریق عرضه خودشان ارتزاق می‌کنند که این ننگ جامعه اسلامی است. یعنی ما یک مدیریتی درست کرده‌ایم که اصلا اینها را آدم حساب نمی‌کند. در حالی که اینها محصول عمل همین مدیریت‌های ماست. آن تیم عکس‌های اینها را می‌گرفتند و با آنها آلبوم درست کرده بودند و می‌بردند نزد مؤثرین کشور؛ از مراجع تقلید تا سیاسیون و فرماندهان نظامی که ما می‌خواهیم اینها را بگیریم، ولی احمدی‌نژاد نمی‌گذارد.

* در حالی که ما می‌گفتیم اینها را مدیریت کن، بقیه مردم را رها کن! بقیه مردم را باید دعوت و معرفت افزایی و مهربانی کنی. شما آنها را ول کرده‌اید و با مردم عادی برخورد می‌کنید. جوابش به من در جلسه خصوصی این بود که می‌گفت اینها را که ما نمی‌توانیم بگیریم! وقتی بگیریم، قوه قضائیه سریع آزاد می‌کند. گفتم این را درست کن! تو زورت به اینها یا به سیستم نمی‌رسد، می‌روی با توده‌های مردم برخورد می‌کنی. این غلط است. حق نداری. اینها را من در تلویزیون گفتم. منتها سیاسیون اینها را درز می‌گیرند.

*  آنهایی که شعار آزادی می‌دهند اگر مسلط شوند، بیشتر از دیگری کنترل می‌کنند؛ منتها با روش خودشان. با استفاده از رسانه!

* یعنی طرف تا حرف بزند، با هجمه رسانه‌ای او را کنترل می‌کنند و این طرف هم با قوه قهریه کنترل می‌کند.

* هر دوتایشان قائل به محدودیت آزادی هستند و خود را برتر از مردم عادی می‌دانند.

*  ادبیاتشان از موضع تبختر است. حقی برای مردم قائل نیستند

*  من به بعضی از علما گفته بودم فقط یک کد نشان دهید که امیرالمؤمنین(ع) به حجاب مردم گیر داده باشد. گفتند نه! نداریم؛ ولی حکم حکومتی است.

* خب حکم حکومتی باید بر مبنای دین باشد. به لحاظ تربیتی هم آن چیزی که با تحمیل انجام می‌شود، نه تنها دوام ندارد، بلکه آثار منفی هم دارد. خدا انسان را خلق کرده و می‌داند برای چه خلق کرده است.